اخبار-عکس-مطالب علمی،ادبی و هنری |
"عبدالبهاء"
در تمام تیرگی ها
در میان ظلمت شب
در هجوم باد بیرحم شبانه
در زمان خستگی ها
در میان انتخابی سخت میان رفتن و ماندن
نام او درمان درد است
موج می کوبد به قلبم آبی چشمان پر مهر جمالش
قایق بشکسته ی من غرق در دریای پر موج نگاهش
مهربانی را تو بنگر در میان چهره ی پر رنج و دردش
نقش بسته بلایا و ستم ها در خطوط نیلگون چهره ی پر رمز و رازش
او شهنشه پادشاه عالم است
او چو دری پر بهاست
تاج سر، آقا ، غصن اعظم است
واژگان مبهوت نام او شدند
در زمانی که شهنشه در میان صدهزارویک لقب
برگزید از آن میان بندگی را این عجب
ع آن از عشق
ب از بندگی
دال آن درمان درد زندگی
ب بزرگی
ه همیشه مهربان
آ ز اشک شوق و شور مردمان
نام او عبد بهاء ، عبدالبهاست
در نگاهش گوهری دارد که همچون کیمیاست.
شعر از بهارک کیانفر
شعر از بهارک کیانفر
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|